خرید بک لینک
فقیر کوری با گیتی آفرین می گفتکه ای ز وصف تو الکن زبان تحسینم به نعمتی که مرا داده ای هزاران شکرکه من نه در خور لطف و عطای چندینم خسی گرفت گریبان کور و با وی گفتکه تا جواب نگویی ز پای ننشینم من ار سپاس جهان آفرین کنم نه شگفت که تیز بین و قوی پنجه تر ز شاهینم ولی تو کوری و نا تندرست و حاجتمند نه چون منی که خداوند جاه و تمکینم چه نعمتی است تو را تا به شکر آن کوشی؟ به حیرت اندر از کار چون تو مسکینم بگفت کور کزین به چه نعمتی خواهی؟ که روی چون تو فرومایه ای نمی بینم؟

برچسب: نعمت زاده,نعمت الله گرجی,نعمت حقیقی,نعمت الله,نعمت الله نصیری,نعمت نفتی,نعمت اللهی,نعمت احمدی,نعمت آزرم,نعمت الله پوستین دوز, نویسنده: یوسف محمودی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 15:26

مانند شیشه ای که خریدار سنگ بوداین دل شکستن تو برایم قشنگ بودرویای باشکوه رسیدن به ساحلتآغاز خودکشی هزاران نهنگ بودماه شب چهاردهی که تصاحبتچون حسرتی به سینه ی صدها پلنگ بودخوشبخت آن دلی که برای تو می تپیدخوشبخت آن دلی که برای تو تنگ بودتو یک جهان تازه پر از صلح و دوستیمن کشوری که با همه در حال جنگ بودبا من هر آنچه از تو بجا ماند نام بوداز من هر آنچه بی تو بجا ماند ننگ بودپایین نشسته ام که توبالا نشین شویاین ماجرا حکایت الاکلنگ بود.

برچسب: نویسنده: یوسف محمودی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 22:07

صفحه بندی